فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٢٢ - دليل مختص به تخالف عوالم
دليل مختصّ به تماثل عوالم
در اسفار ج (٦) ص (٩٤) از ارسطاطاليس اين برهان را اينطور نقل نموده
است:
اگر غير از اين عالم محسوس عالم ديگرى باشد متماثل با آن يعنى از جهت
طبيعت و اسطقسات (مواد و عناصر) همچون آسمان و ارض با هم متّفق باشند
قاعدتا از نظر مكان و حركات و جهات حركت نيز بايد با هم اتّحاد داشته باشند و
اگر تمام اين وحدات محقّق باشند در واقع دوئيّت و تعدّد مجرّد فرض و اعتبار است و
واقعيّتى ندارد و حال آنكه ما آنها را متعدّد فرض نموديم لذا براى حفظ تعدّد و
كثرت بايد بگوئيم از نظر طبيعت و هويّت با هم متحّد بوده و لكن از نظر مكان و
حركت با هم اختلاف دارند كه همين اختلاف مائز و مشخّص آنها از يكديگر شده
است و بعد از تسليم اين امر لازم است كه به امر ديگرى ملتزم شويم و آن اين است
كه اگر گفتيم اين دو عالم بحسب طبيعت با هم متّفق هستند پس بالطّبع و بالذّات
نبايد از هم ميز و انفكاكى داشته باشند مگر اختلاف و انفكاكشان مستند به قسر
قاسرى باشد و تصديق اين استناد نيز صحيح نيست زيرا اگر انفكاك را قبول و مستند
بقاسر دانستيم لازمهاش اينست كه بعد از جدا شدن اين دو عالم از هم در عالمى كه
عالم ديگر از آن خارج شده است خلاء لازم مىآيد چنانچه خرق و التيام در افلاك
نيز حاصل مىگردد و حال آنكه هم خلاء باطل است و هم خرق و التيام در فلك
پس براى عدم لزوم اين محذورات بايد تعدّد مستند بقاسر را منكر شويم و اساسا اثر
قسرى را قبول نكنيم و همان اثر طبعى را ملتزم شويم و اثر طبعى هم اقتضاء وحدت
من جميع الجهات را دارد پس تعدّد در عالم نيست بلكه يك عالم جسمانى بيشتر
نمىباشد البتّه ناگفته نماند شرح اين دليل در اسفار به اين تقرير بيان نشده ولى
مقصود همين است كه ذكر كرديم.
دليل مختصّ به تخالف عوالم
در اسفار همان جلد ص (٩٦) از شيخ الرّئيس اين دليل را اينطور ذكر كرده